ميرزا محمد حيدر دوغلات
742
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( اما در خصوص موطن اصلى اين مردم ، مؤلف طبقات ناصرى مىگويد كه تركان افراسيابى ، تحت فرمان ايلك خانان يا ملوك افراسيابى ، نواحى حدود قاياليق و بلاساغون را در تصرف داشتند تا اينكه قراختايىها آنان را از متصرفات خود محروم ساختند . در مورد شرح مختصرى از ايلك خانيان مىتوان به مطالبى كه دكتر برتشنيدر از كامل التواريخ ابن اثير ( 1233 - 1160 ميلادى ) اقتباس نموده ، مراجعه كرد . دكتر بللو با استفاده از تذكره سلطان ساتوق بغرا ، خلاصه مفيدى از تاريخ اين سلسله را ارائه كرده ، اما تذكره مذكور ظاهرا غير قابل اعتماد است . آقاى لينپول شرح مختصرى از تاريخ و فهرست خانان را تا جايى كه به صحت آنها اطمينان داشته منتشر ساخته ، و سرانجام ماژور راورتى در ترجمه طبقات ناصرى ، فهرستى طولانى از ايلك خانيان ، همراه با تفسيرات فراوان ارائه كرده اما از ذكر منابع خود ، صرفنظر كرده است . در تمامى اين فهارس از جمله در اسامى و تاريخها اختلاف ديده مىشود . دكتر ترين دلاكوپرى معتقد است كه واژهء ايلك ) kli ( يا ايلك ) kali ( به معنى پادشاه است . اين لقب نخستين بار مورد استفاده يك شاهزاده توكويه ) heukut ( [ ؟ ( م ) ] قرار گرفته و سپس خانان اويغور تركستان آن را به كار گرفتهاند كه از نيمه سده دهم تا سال 1213 مورد استفاده ايشان بوده است . بعدها مغولان در ايران از آن سود جستند ؛ هلاگو لقب خود را از خان كه در دوره سلطنت منگوقاآن به آن ملقب بود ، به ايلك خان در دوره سلطنت قوبلاى قاآن تغيير داد . ايلخان كه به معنى « خان ايليات » - عشاير يا قبايل - به كار رفته ، شكل غلطى است از ايلكخان . ( ر . ك : برتشنيدر ، ser . dem ، 1 ، صص 253 - 252 ؛ بللو ، گزارشى از ياركند ) tper . ray ( ، ص 30 - 121 ؛ سرلين پول ، طبقات سلاطين اسلام ، صص 132 و 5 - 134 ؛ راورتى ، ص 10 - 900 ؛ لاكوپرى ، گزارشى از بابليان و شرق ) drocer . tneiro dna nainolybab ( ، دسامبر 1888 ، ص 13 ) . ( 341 ) . [ در جهانگشاى جوينى ، ج 1 ، ص 46 ، « قياليغ » نوشته شده . ( م ) ] در متون فارسى اين نام را مىتوان قباق ، قتاق ، يا قياق خواند ، اما در نسخه تركى همه جا قياق خوانده مىشود و به همين جهت من شكل مذكور [ قياق ( م ) ] را برگزيدهام . در صورت صحت اين امر ، به گمان من ، قصد برخى از نويسندگان قديمى از قياليق و از كايالك مورد نظر روبروك ، همين محل بوده است . بنا به مندرجات ارزشمندترين آثار منتقدانه ، اين محل در جنوب غربى رودخانه ايمل و نزديك كوپال امروزى واقع بوده و در اين صورت وضعيت با آنچه كه به سرزمين قبايل كوشلك - نايمانها ، به عبارت صحيحتر ، نايمان اويغورها ؛ يعنى هشت اويغور - شهرت يافته ، مطابقت خواهد داشت . ( ر . ك : يول ، ختاى ، ص 576 ؛ اشميت ) tdimhcs . m . f ( در ednukdre ruf . tlleseg red tfirhcstiez ، برلين ، 1888 ، 20 Bd ؛ هفت اقليم ، 3 ، ص 205 - 201 ؛ برتشنيدر ، 1 ، ص 230 . همچنين شويلر ، 1 ، ص 405 ؛ و ليخانف ، در روسها در آسياى ميانه ) aisa . c ni snaissur ( ، صص 62 و 527 ؛ و دوسون ، 2 ، ص 516 كه به نقل از وصاف مىگويد : در سال 1301 قياليق در مرز ميان اراضى قايدو ، و خاقان قرار داشت ، اما هيچ نشانهاى مبنى بر واقعيت اين امر موجود نيست . ( 342 ) . در جهانگشاى جوينى ( ج 1 ، ص 47 ) به صورت « توق تغان » آمده . ( م ) ( 343 ) . تمام متونى كه اين قسمت را از جهانگشاى اقتباس كردهاند ، محرف و مبهماند . اين اسم در يكى از متنها شهرخيه و در متن ديگر شهر كه و غيره آمده است . [ در جهانگشاى تصحيح قزوينى ، « عبارت از فناكت ، شهرخيه است ، » ديده نمىشود ( م ) ] اما ترديدى ندارم كه منظور شاهرخيه است ؛ زيرا چنان كه از ظفرنامه برمىآيد ، در اواخر سده پانزدهم ، تيمور آن را بر روى خرابههاى فناكند قديمى بنا نهاده است . به هر حال مؤلف جهانگشاى در 687 هجرى ، يا در حدود يك صد سال قبل از موجوديت محلى به نام شاهرخيه ، وفات يافته است ! بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه جملهء « عبارت از فناكت ، شهرخيه است » ، تحريفى است از سوى ميرزا حيدر يا مستنسخ ، كه در طى آن تحريف كننده ، املاى كلمه را نيز بد نوشته است . ر . ك : پتى ، تاريخ